محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
310
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( ثمّ خلق سبحانه لإسكان سماواته و عمارة الصّفيح الأعلى من ملكوته خلقا بديعا من ملائكته ) از ظاهر اين سخن ، برداشت مىشود كه فرشتگانى در آسمان هستند و در برخى از سيارگان زندگى مىكنند . اين نظريه از اهلبيت عليهم السّلام بيان شده است . شهرستانى ، در كتاب « الهيئة و الاسلام » نقل مىكند : « خداوند ، هزار هزار جهان و هزار هزار انسان آفريده كه ساكنان اين زمين آخرين آنها هستند . » « 1 » در روايت ديگرى آمده است : « آفريدگان آن جهانها ، به اندازه گوشه چشمى نيز خدا را نافرمانى نكردهاند و آنان نه آدم را مىشناسند و نه فرزندان آدم را . » « 2 » و نيز در روايت ديگرى ، تعداد آنها بيش از تعداد پريان و آدميان است . « 3 » ( و ملأ بهم فروج فجاجها و حشا بهم فتوق أجوائها ) اين بند كنايه از فزونى تعداد فرشتگان است . ( و بين فجوات تلك الفروج زجل المسبّحين منهم ) آنان صداى خود را به ستايش و تسبيح خداوند بالا مىبرند . ( في حظائر القدس ) جايى است كه خداوند در آن نافرمانى نمىشود و نيز به بهشت « حظائر القدس » گويند . ( و سترات الحجب ) پوششهايى بين فرشتگان و ديگر آفريدگان وجود دارد . ( و سرادقات المجد ) در بين آنها هيچ خبرى از كفر و نافرمانى و ستم و نادانى و بيمارى و فساد نيست . ( و وراء ذلك الرّجيج الّذي تستك منه الأسماع سبحات نور تردع الأبصار عن بلوغها فتقف خاسئة على حدودها ) فراروى فرشتگان نورى است كه چشمان را مىربايد . اين تعبير كنايه از آن
--> ( 1 ) . علم الهيئة و الإسلام : 154 . ( 2 ) . الكافى : 8 / 231 ، ح 300 ؛ بحار الأنوار : 54 / 315 ، ح 21 . ( 3 ) . بحار الأنوار : 55 / 91 ، ح 10 .